السيد محمد حسين الطهراني

250

الله شناسى (فارسى)

قولى اكتفا ننمائيم ! بر ما فرض است كه عملًا نه تنها قولًا و لساناً - به مكتب توحيد بپيونديم و از خطبه‌هاى مولى الموحّدين أمير المؤمنين عليه أفضل صلوات المصلّين و خطبه‌هاى امام صادق و كلمات حضرت امام رضا عليهما السّلام و مباحثاتى كه دربارهء توحيد داشته‌اند و در مجلس مأمون سربلند و سرافراز گشته‌اند تبعيّت كنيم ! منهاج ما در بحث بايد منهاج فخر الفلاسفة متقدّمين و متأخّرين ملّا صدراى شيرازى در حوزه‌هاى علميّه و مكاتب تدريس بوده باشد ، تا شرع را با عقل و شهود پيوند زنيم و با سه قوّهء عاليهء علم و وجدان و تعبّد پا در مرتبهء كمال نهيم ، و گرنه « اين قافله - اى عزيز من ! - تا به حشر لنگ است » ؛ من خوف آن را دارم كه بعد از حشر نيز لنگ باشد ! بايد در راه و روش و ادعيه و سلوك و منهاج و خطب و كلمات بزرگان دين و ائمّهء معصومين حركت كرد و ديد اين‌ها چگونه مذاهب باطله را از ميان برداشته‌اند و در مقام عمل سعى و همّ خود را در بيرون آوردن امّت از جميع مراتب شرك مبذول داشته‌اند ، و خود را در ناحيهء كردار به خدا سپرده‌اند ، و هيچ آنى به حول و قوّه‌اى غير از حول و قوّهء خدا متّكى نبوده‌اند ؛ ما هم آن‌چنان باشيم ! اشاعره قائل به جبر در مبدأ و جبر در خلقت و جبر در انسان مىباشند اشاعره مىگويند : خداوند سبحانه و تعالى عالم را كه خلق كرد ، هر كارى را كه بخواهد مىكند . اوّلًا خودش در ذاتش ، در كار كردن مقهور است ، اختيار ندارد . اختيارى را هم كه به انسان داده است صورت است ، واقعيّت ندارد . تمام افراد آدميان كه افعالى را انجام مىدهند ، مجبور و مضطرّند . اختيارشان صورى و وهمى است . هم آدميان در كارهايشان جبر دارند و هم خداوند در كارش مجبور مىباشد ؛ در عمل خود راجع به اين آفرينش و در كار كرد خود دربارهء عالم خلقت .